ايران اي سراي اميد
بر بامت سپيده دميد
بنگر کزين ره پر خون
خورشيدي خجسته رسيد
اگر چه دلها پر خون است
شکوه شادي افزون است
سپيده ما گلگون است ِ واي گلگون است
که دست دشمن در خون است
اي ايران غمت مرساد
جاويدان شکوه تو باد
راه ما راه حق راه بهروزي است
اتحاد اتحاد رمز پيروزي است
صلح و آزادي جاودانه در همه جهان خوش باد يادگار خون عاشقان،
اي بهار تازه جاودان در اين چمن شکفته باد
شعر موریک ایران من
وطنم، نام تو صدر همه نام جهان
جام جمت سرور جام جهان
حکم اهوراست به اهريمنان
پارسيان تا به ابد قهرمان
هرکه به ما شاخه گلي هديه داد
ملت ما باغ گلش تحفه داد
ملت ما ملت بخشايش است
صلح طلب طالب آرامش است
رافت ما يکسره در خون ماست
عرق وطن مسلک و قانون ماست
گر به ميان آيدمان آبرو
کيست که بتواندمان روبرو
اي همه مردان غرور آفرين
بهر شما باد هزار آفرين
جام جهان دست شما بايدش
حاميتان دست خدا بايدش
نام من و خوان من و جان من
جملگي ارزاني ايران من
در ميکده ميرقصم ، از باديه مي نوشم
سبز است و سفيد و سرخ، اين جامه که مي پوشم
شکرانهء انعامت، جامم به تن جامت
دستي مي و ديگر دست حور است در آغوشم
ايران من ايران من جانم فدايت
کل زمين و آسمانها خاک پايت
ايران من، ايران من، روح و تن من
سبز و سفيد و سرخ تو پيراهن من
مردي که حريفم شد، در کار نمي بينم
آنکس که کسي باشد، اينبار نميبينم
در تن به تن ميدان، بازيگر صد فنم
در سر به سر مشتم، ديوار نميبينم
ايران من ايران من جانم فدايت
کل زمين و آسمانها خاک پايت
ايران من ايران من روح و تن من
سبز و سفيد و سرخ تو پيراهن من
مست اند رفيقانم از ساغر من سوري
يک از قِبَلِ يکصد هشيار نميبينم
خوابند رقيبانم، خاکند حريفانم
زين خيل کم و بسيار بيدار نميبينم.
ايران من ايران من جانم فدايت
کل زمين و آسمانها خاک پايت
ايران من ايران من روح و تن من
سبز و سفيد و سرخ تو پيراهن من
شعر موزیک ایران
اي ايران تا نفس دارم عهد ديرين را نشکنم اي ميهن من به پاي تو جان شيرين را افکنم
خونين پر کبوتران بر بام تو پر کشان
اي در سايه ات امان آه اي لاله زار من
اي طوفان سرشت تو شادم با بهشت تو
چون با سرنوشت تو مي ماند تبار من
در دلها جوانه اي بر لبها ترانه اي
شوري عاشقانه اي نقشي جاودانه اي
اي درياي بي کران در جانم فرو بريز
از مستي پياله اي از هستي نشانه اي
اي ايران تا جهان باشد نام تو ماند جاودان
اي ميهن تا درخشيدي روشن از مهرت آسمان
از مستي پياله اي از هستي نشانه اي
اي ايران تا نفس باشد ياد تو ماند جاودان اي ايران تا درخشيدي روشن شود آسمان
شادم در آغوش تو اي خاک آسماني دلتنگم با اندوهت داد از غم نهاني
از خاکت بر مي خيزم چون لاله هاي عاشق
با مهرت مي پيوندم اي مهد مهرباني
اي ايران تا نفس دارم عهد ديرين را نشکنم اي ميهن من به پاي تو جان شيرين را افکنم
جاودان ايران